عشق شیشه ای
تو اولین ترانه پرواز بودی!چه با شکوه بود آمدنت چه بی دوام بود ماندگاریت وچه بیاد ماندنی بود رفتنت
نام تو را آورده ام دارم عبادت می کنم گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم دستت به دست دیگری از این گذشته کار من اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم شابد تو با خود گفته ای دارم اطاعت می کنم من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم یا حق...
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت
توسط نیلوفر| |


