عشق شیشه ای
تو اولین ترانه پرواز بودی!چه با شکوه بود آمدنت چه بی دوام بود ماندگاریت وچه بیاد ماندنی بود رفتنت
خداحافظ به یک باره ، که حرف موندن حرف تکراره خداحافظ که این گریه ، برای آخرین باره خداحافظ که باز این بار ، دوباره وقتشه انگار بباری ابر چشمات و ، جدایی رو کنی انکار نخواستم عشق اینجوری ، نگفتم حتی مجبوری تو این شب گریه آخر ، هنوزم تو ازم دوری نخواستم بی خبر باشی ، برم یک دفعه تنها شی به جرم منتظر بودن ، میون جمع تو رسوا شی خداحافظ از این قصه ، که من دل کندم از غصه هنوز از آخر قصه ، کسی حرفی نمی پرسه خداحافظ
نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت
توسط نیلوفر| |


