عشق شیشه ای
تو اولین ترانه پرواز بودی!چه با شکوه بود آمدنت چه بی دوام بود ماندگاریت وچه بیاد ماندنی بود رفتنت
بهشت و جهنم
بهشت توئی
مگر بهشت کجاست؟
بهشت نقطه ی اوج زیباییهاست
و تو...
یاد آور عطر بهشتی
یادت می آید؟
با خط خودت نوشتی
که دوستم داری
و من...
از هرم نفسهایت
داغ شدم
به تنهایی تک درختی
در باغ شدم!
و تو...
حرارتم آبت کرد
خسته بودی؟!...آغوش گرمم خوابت کرد
و من...
از دوریت در جهنمی سوزانم
بهشت من ، سالها درنگ کن
بدون تو لحظه ای نمی مانم
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت
توسط نیلوفر| |


