تبليغاتX
عشق شیشه ای

عشق شیشه ای

تو اولین ترانه پرواز بودی!چه با شکوه بود آمدنت چه بی دوام بود ماندگاریت وچه بیاد ماندنی بود رفتنت

آس اول به شما خورد ، حاکم بازی شدین
حکم و دل کردین و از حکمتونم راضی شدین
 
دل تو یار تو و دل منم یار منه
توی دستم دل ندارم ، ولی هوادار منه
 
دل تو با دل ما رحم و مروت نداره
روی شاه خستهً ما ، آس پیک و میذاره
 
اگه کُت شم ، بازیه عشقمو باختم به چشات
امتیاز اولو میدم ، میمیرم تو نگات
 
شما به شیش رسیدین هیچی نصیب ما نشد
شاه مست دوتا چشمات ، روی دستت پا نشد
 
میشه امید تو رو فقط تو یه جمله نوشت
فکر کردی میام به جنگت ، فقط با یه سرباز خشت
 
دل تو شاه دل و رو دل ما سر می زنه
به دلت بگو عزیزم ، آس دل دست منه
 
همه حکما دست تو ، بی بیِ ، بی دل واسه ما
همه دلها دست تو ، یه دل عاشق واسه ما...  
 
 
نشد برم ، نشد نره ، نشد بخواد ، نشد بیاد
نشدولی شاید بشه ، واسم دعا کنین زیاد...
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384ساعت توسط نیلوفر| |