عشق شیشه ای
تو اولین ترانه پرواز بودی!چه با شکوه بود آمدنت چه بی دوام بود ماندگاریت وچه بیاد ماندنی بود رفتنت
بدرود...
هنوز جای پات رو قلبمه
هنوز داغی که روی سينه ام گذاشتی سرد نشده
هنوز آخرين لبخند تلخت از جلوی چشام پاک نشده
هنوز نتونستم فراموشت کنم
اما...
اين رو می دونستی که هم ی اونا کم رنگ شدن
کافيه يه موج کوچيک بياد تا رد پات رو پاک کنه
کافيه يه نسيم کوچيک بوزه تا اون داغ رو سرد کنه
و کافيه يه اشک شوق ببينم تا اون لبخندت رو از جلو چشام پاک کنه
فقط....؟؟؟؟؟؟؟
می مونه جای اون داغ که اونم جراحی پلاستيک می کنم
به همين راحتی![]()
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت
توسط نیلوفر| |


