عشق شیشه ای
تو اولین ترانه پرواز بودی!چه با شکوه بود آمدنت چه بی دوام بود ماندگاریت وچه بیاد ماندنی بود رفتنت
خنده تلخ
او نگاهم كرد وخنديد:
تبسمي كه هزاران حرف را به من مي رساند
اوخنديد:
از خنده اش دريافتم از ديدارم راضي است
او خنديد:
تبسم زيبايش را دليل بر پايان تنهاييم دانستم
اوخنديد:
پنداشتم ديگر غمهايم پايان يافته است
اما افسوس!
و دريغ كه بعد دريافتم او فقط به خاطر پاره گي لباسم خنديده بود وبس!؟!
نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384ساعت
توسط نیلوفر| |

